مجله سورنا: عکس های جدید رضا رشیدپور مجری و بازیگر + عکس های رضا رشیدپور در اینستاگرام

مجله سورنا: تصاویری شخصی رضا رشیدپور که در صفحه شخصی اینستاگرام وی منتشر شده است را در اینجا مشاهده نمایید. برخی از تصاویر با توضیحاتی میباشد که رضا رشیدپور داده است.

 

عکس های جدید رضا رشیدپور مجری و بازیگر

تدریس یکی از زیباترین لذت های زندگی من است.

از همه ی رفقا، همکارا، مخاطبای مهربون، ادمین های فن پیج ها و … که با بزرگواری و محبت روز تولدم رو تبریک گفتن خیلی خیلی ممنونم. شدت لطفتون اندازه گرمای مرداد بود و خیلی هم چسبید. راستش روز تولد، آدم یه حس ذوق کودکانه داره و از این که دیگران بهش توجه می کنن خوشحال میشه. منم اصلا نمی خوام این حس رو پنهون کنم و بابت این همه بزرگ منشی و مهربونی از همه تون ممنونم. الهی دلتون شاد باشه و لبخند به لب باشین همیشه. همیشه. همیشه

وستان خوبم سلام .امشب در اولین برنامه بهار نارنج با اجرای احسان عزیز ، به بسیاری از پرسشها ، حاشیه ها و شایعات پاسخ خواهم داد . این برنامه را ساعت ده و نیم شب از شبکه سه تماشا کنید

مهم ترین پرسش سینمایی شما از مهران مدیری چیست ؟

با رامبد جوان عزیز وقتی سی ساله بودیم

پنجه ی بی رحم زمان

بیست و چهار سال است که برنامه ساز رادیو و تلویزیون هستم / مدتها ستون نویس روزنامه های مختلف بوده ام / سردبیری یک مجله ی فرهنگی بر عهده ام بود / یک سال سردبیر روزنامه بودم / حتما برخی از گفتگوهایم با چهره های سرشناس را دیده اید … اما هرگز جرات نمی کنم خودم را ژورنالیست یا خبرنگار بدانم . از بس که این کلمه برایم با عظمت و شریف است .

 

خبرنگاری سواد می خواهد و صداقت . شرافت می خواهد و شهامت . من کجا و آن همه شایستگی کجا … روز خبرنگار را به دوستان خوب رسانه ای تبریک می گویم . یادمان نرود شهید صارمی عزیز و دیپلمات های به خون غلتیده در مزارشریف را … بهشت نصیبشان باد

 

عکس های رضا رشیدپور در اینستاگرام

پرواز شکیبایی
چندین سال پیش قرار بود به تبریز برویم . بلیط هواپیما خریدم. با عمو خسرو شکیبایی تلفنی صحبت کردم و گفتم اگر لازم است صبح بیدارش کنم و بروم دنبالش . گفت خیالت راحت . به موقع بیدار می شوم و سر وقت فرودگاه هستم .

 

ولی این طور نشد. ساعت از شش صبح گذشت و مجبور شدم تنهایی سوار هواپیما بشوم . یک راست رفتم به کابین خلبان . مجوز روشن کردن موتور هواپیما صادر شد و غرش ایرباس غول پیکر سکوت مهرآباد را شکست . در حال تاکسی کردن به سمت باند اصلی بودیم که صدایی آشنا در کاکپیت پیچید . عمو خسرو بود . با بی سیم دیسپج صحبت می کرد . با آن صدای مخملی … سلام کاپیتان … من خسرو هستم … شکیبایی… اگه این رضا خان به موقع بیدارم کرده بود الان سوار هواپیما بودم … حالا بی خیال … فقط خواستم یه سلامی کرده باشم …

 

خلبان ارشد پرواز کلی ذوق کرد . ولی برگشتن به پارکینگ و خاموش کردن موتور قوانین سختی دارد که عملا امکان پذیر نیست . قبل از آن که همین را به عمو خسروی دوست داشتنی توضیح بدهد ، صدای مخملی باز هم پیچید … خلاف قانون نکن کاپیتان … من راضی نیستم … یه جوری خودم رو می رسونم … اصلا می رم ترمینال و سوار اتوبوس می شم

 

خلبان بین احساس علاقه شدید به عمو خسرو و قوانین سخت هواپیمایی گیر کرده بود . سعی کردم با یک پیشنهاد منطقی نجاتش بدهم . گفتم با خلبان پرواز ارومیه از طریق بی سیم تماس بگیرد تا خسرو خان را سوار کند . آن هواپیما نیم ساعتی تا تیک آف وقت داشت . همین طور هم شد . عمو خسرو مجبور شد سوار کشتی هم بشود تا از دریاچه ی ارومیه به تبریز برسد . البته آن روزها دریاچه ارومیه وجود داشت واقعا ! وقتی در تبریز بهم رسیدیم لبخندی زد و گفت این اولین سفر آبی ، خاکی و هوایی عمرم بود … یادش بخیر … خدایش بیامرزد

 

پی نوشت : کسی که سمت راست من در عکس نشسته ، برادر عزیز خسرو خان است . مردی آرام و موقر . فرهنگی و ساکن تبریز . دو نفر دیگر را هم نمی شناسید . دوستان من هستند و کارشان مهندسی ساختمان است

 

من دوست دارم این پسر کوچولوی بامزه رو … .

دوران نقاهت ؛ استراحت مطلق به دستور پزشک

 

یک دوست خوب دارم که اهل استانبول است . ابراهیم اربیل . صاحب یک برند معروف لباس ترک . یک شب پس از ژانویه مهمان من بود . غمگین و عصبی به نظر می رسید . دلیلش واضح بود . حرفمان به تروریسم در ترکیه رسید .

 

جمله هایی که گفت همه گی تکان دهنده بودند . ” هم ترکیه و هم ایران در صحنه سوریه هستند . اما یک فرق بزرگ دارند . ترکیه می جنگد و ایران دفاع می کند . به همین دلیل است که شما امن هستید و ما مضطرب ” . گاهی اصالت وقایع در هیاهوی سیاست گم می شود .

 

افکار عمومی را شفاف نمی کنیم . از هر بهانه ای برای ساختن چالش های مصنوعی سیاسی و دو قطبی کردن جامعه استفاده می کنیم . و شاید به همین دلیل است که غیرت و شهامت فرزندان این سرزمین در غبار سوتفاهم ها کم رنگ می شود و این دردناک است .

 

این چندمین بار است که تاکید می کنم احترام تمام قد خودم به خون پاک دلاوران مدافع حرم را با هزار سوت و کف روشنفکری معامله نمی کنم .این اعتقاد من است و من پای اعتقادم می ایستم .

 

درود بر شرفشان که برای مردم من امنیت می آورند که من هر صبح بتوانم نگاه در نگاهشان بدوزم . حرف بزنم انتقاد بکنم .. بخندم … هزاران درود

 

سلام . شب بخیر . کوتاه می نویسم . نقد شریف و دلسوزانه برخی از مخاطبان و اهالی گرانمایه ی رسانه درباره ویدیوی گفتگو با بانو شهلا ریاحی را خواندم . هر چند که اطمینان دارم نیت ما از تولید این قسمت از برنامه را به خوبی می دانید اما صادقانه عرض می کنم که تذکرتان کاملا به جا بود . متاسفانه آن شب به دلیل خستگی بیش از حد و بیماری ، این ویدیو را قبل از پخش بازبینی نکردم .

 

این مهم نیست که کدام یک از دوستان من در گروه حالا خورشید این کم سلیقه گی سهوی را مرتکب شده باشند . واقعیت حرفه ای آن است که مسئولیت این نقص کاملا بر عهده ی من بوده و لازم می دانم به احترام منتقدان بزرگوار و مخاطبان نکته سنج ، دست به سینه تعظیم کرده و تمام قد عذرخواهی کنم . یک دنیا سپاسگزارم که حواستان به ما هست و نواقصمان را تذکر می دهید . به وجودتان افتخار می کنم

 

عکس های رضا رشیدپور

تصاویر رضا رشیدپور

در کنار دختر کوچولوی آفریقایی که در لندن زندگی می کند

 

شبیه ترین هنرمند به متن جامعه است ، بی تکلف و بدون ادا . راهش را پیدا کرده . نفس کشیدن با مردم و یاد گرفتن از جامعه . رضا همه را وادار کرد که جدی اش بگیرند . با خودش سبک آورد و سلیقه .

 

نه از آن سلیقه هایی که مردم را عوام می دانند و خودشان را دانای کامل . او لحظه های هنرش را به ثانیه های مردم پیوند زد و ماندنی شد ، پول ساز شد ، معروف شد ، محبوب شد …. چه او را دوست داشته باشید و چه نه حتما باید تاثیر هنرش را جدی بگیرید .
عطاران یک پدیده است .

چشمانت انگار در انتظار سفر بودند …
چند وقت پیش مهمان منزل شان بودم . خانواده ی صمیمی و مهربان … خانم برومند عزیز چه عاشقانه تیمار می کرد دردهای آشکار و پنهان بزرگ مرد قصه های ایرانی را … و لیلی رشیدی همان دختر پرشور و عاشقی که هر چند دقیقه یک بار به خلوت پدر سرک می کشید تا مبادا یک لحظه ی بی هوا ، نفس های پدر را دزدیده باشد …. یادم می آید در یک مراسم بزرگ ، پروفسور فرهاد رشیدی هم حضور داشت . با علاقه معرفی اش کردم . برق شوق و افتخار در چشمان پدر درخشید و من آن لحظه ها را فراموش نخواهم کرد .

 

حالا داود رشیدی به سفر رفته و همه ی ما جامانده ایم …. با چمدانی پر از لحظه ها و خاطره ها و آدم ها …
اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی …
تسلیت عرض می کنم

جشن تولد رضا رشیدپور در سن 38 سالگی

عکس رضا رشیدپور در کنار مهران مدیری

بعد از مدتها دوست نازنین و مهربانم ، محمدرضا فروتن را در فرودگاه دیدم . خیلی خوب است که مدت طولانی و خسته کننده ی انتظار ناشی از تاخیر پرواز را با گپ و گفت دوستانه پر کنی . کلی حرف برای گفتن داشتیم

 

چه خبر تلخی بود . یاد شبی افتادم که برایمان ساز زد و عاشقانه خواند … شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد … تمام که شد اشک بر گونه هایش نشسته بود . پرسیدم یعنی هنوز وقتی این آهنگ را می خواند ، خودش هم گریه می کند ؟!

 

پاسخش عجیب بود . گفت این بار فرق می کند . حالا دارم در وطنم می خوانم . آمده ام که همینجا بمیرم … دلم لرزید و اشکم فرو ریخت … امروز مرد تنها به آرزویش رسید. ولی ای کاش قبل از مرگ می توانست برای مردمش ترانه بخواند … زنده و رو در رو …. چقدر دوست داشت …. چقدر منتظر ماند …. خدایش بیامرزد

 

 

اول سلام . دوم اینکه امروز افتخار داشتم در شهر زیبای شیراز برنامه پرطرفدار خوشا شیراز را اجرا کنم . مهمان عزیزم استاد کم نظیر هنر نمایش در ایران ، عالیجناب علی نصیریان بودند .

 

اواسط برنامه از دقت و لطفی که به من دارند شگفت زده شدم . ناگهان روی آنتن زنده از من پرسیدند که چرا از فضای مجازی خداحافظی کرده ام ؟! و با لحنی پدرانه و استوار به من دستور دادند که برگردم و رنجش ها را فراموش کنم .

 

حالا همین فرموده ی ایشان را بهانه خوبی می دانم تا به سمت مخاطبان نجیب و فرهیخته ی خودم تعظیم کنم و دست به سینه آماده خدمت و عرض ارادت مجدد باشم . مگر من کیستم که در برابر این همه مهربانی و محبت و فرمان دوستانه سرکشی کنم ؟ کنارتان حس خوبی دارم و به وجودتان افتخار می کنم . خدا را شکر که هستید …

رشیدپور نوشت : یاد پدرم افتادم

تمام تلاشم را می کنم که شرمنده نگاه مهربان شما نشوم . امیدوارم گفتگو با جواد خیابانی عزیز را پسندیده باشید

تصاویر رشیدپور

عکس های جدید رضا رشیدپور

عکس های رضا رشیدپور

رضا رشیدپور در کنار سیروان خسروی

عکس های رضا رشیدپور با عینک دودی" class="rl" target="_blank" href="http://sornamag.com/lifestyle/mod/c0232007/">عینک دودی جدیدش

 

گرمای مهربانی همشهری های عزیزم سرمای بسیار سخت تبریز را برایم کم رنگ کرد .
به وجود این همه تورک اصیل و نجیب افتخار می کنم و از این همه پیشرفت و تحول در شهرمان لذت می برم .
این چند روز را مهمان زادگاهم بودم . جای همه ی شما خالی …
حیدر بابا گون دالیوی داغلاسین …

رضا رشیدپور در پاریس فرانسه

عکس های رضا رشیدپور با دخترش

همسر رضا رشیدپور

عکس های رضا رشیدپور در کنار مادرش