مجله سورنا: کاریکاتور چهارشنبه سوری 99 | متن طنز + شعر طنز چهارشنبه سوری

مجله سورنا: کاریکاتور چهارشنبه سوری 99

در این بخش اس ام اس همراه با کاریکاتور مخصوص چهارشنبه سوری و همچنین شعر طنز چهارشنبه سوری و در آخر نیز به سنت های جالب چهارشنبه سوری پرداخته ایم . این مطلب شگفت انگیز چهارشنبه سوری را از دست ندهید.
 
متاسفانه زمانبندی خانواده طوری هست که خونه تکونی عید میوفته به سه شنبه
در نهایت چهارشنبه سوری تبدیل می شه به چهارشنبه شوری
 
 
کلش بازان عزیز بیاین چهار شنبه سوری امسال رو فول دراگ برین بیرون :»»
هم آتیشش بیشتره هم ایر دیفنسی در کار نیست
 
آخرین سه شنبه سال خورشیدی رابا بر افروختن آتش
و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می رویم
سرخی تو از من ، زردی من از تو
جشن باستانی چهارشنبه سوری مبارک
 

 

آتش روشن کردم و عهد کردم تا خاموش شدنش دعایت کنم
می دانم به انچه می خواهی می رسی ، چرا که من هر بار یک هیزم اضافه میکنم !
چهارشنبه سوریت مبارک
 

 

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان
آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد رابه آتش
و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم
 
 

 

 
دوستام قسمم دادن چهارشنبه سوری از روی آتیش نپرم
.
.
.
الکی مثلا من جیگرم :»
 
 

 

 
ایرانیان شب سرد رابه آتش میکشند به امید روزهای گرم و نیک
بهارتان همچون آتش اهورایی
چهارشنبه سوریتان خجسته و نکو . . .
 
 
 
هر سال چهارشنبه سوری کلی آدم کور و کر و ناقص می شن
بقیه هم سردرد و ضعف اعصاب میگیرن
همه ی هم توافق دارن که اسم اینو بذارن جشن !
 
 
 
 
 
اینقدر بدم میاد از اینایی که چارشنبه سوری می رن از رو آتیش می پرن
چارشنبه سوری باید جوری باشه دیوارا رو بیاری پایین؛ 2 تا خونه خراب شه :»»
 
 
 
اگه این خارجیا می دونستن ما تو چهارشنبه سوری چه رعب و وحشتی ایجاد می کنیم
کلا هالووین رو می بوسیدن و می ذاشتن کنار !
 
 
 
خداجون
یه کاری کن امشب که از رو آتیش میپره
یخ دلش آب شه بهم بگه دستتو بده به من با هم بپریم!
 
 
تق تق تق فش فشه، فاصلمون کم بشه، هیزم و نفت و آتیش، دوست دارم خداییش، سیب زمینی به
سیخه، عکس گلت به میخه، غماتو بیار فوتش کن، کینه داری شوتش کن، هوا بهاری می شه، سرما فراری
می شه، زردی ازت دور بشه، هر چی می خوای جور بشه
پیشاپیش 4شنبه سوری و سال نو مـبــارکــــ
 
 
 
چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش اعصاب
بر شما ترقه بازان گرامی خجسته باد !
ستاد روانی شدگان چهار شنبه آخر سال !
 
 
 
سوختن غصه هات تو آتیش آرزومه !
4شنبه سوری بر تو آتیش پاره مبارک !
 
 
 
دستانت رابه من بده ، تا با هم از رو آتش بپریم!
آنان که سوختنـد ، همه ی تنها بودند !
4شنبـه سوری مبارک !
 
 
آتیشی که تو قلبم روشن کردی هیچ آتشنشانی نمی تونه خاموش کنه !
 
” چهارشنبه سوری مبارک”
 
 
واست آتیش روشن کردم که آخر زمستونه
چهار شنبه ی آخر سال قلب من آتیش بارونه
غمهاتو آتیش می زنم سرخی آتیش مال تو
چشم حسودا کور شه از عشق میون من و تو

 

 

 

شعر طنز چهارشنبه سوری

 

مش اصغر توی چادر دیدنی شد

پی قاشق زنی شد

که باشد استتار این جا ضروری!

آهای چهارشنبه سوری!

یکی از جیغ و داد اهل کوچه

کند دندان قروچه

بگوید: داد از این حد بی شعوری!

آهای چارشنبه سوری!

بر اعصــــــابش زند یکریز

تقّه هیاهــــــــوی ترقّه

ندارد بیش از این تاب صبــوری

آهای چارشنبه سوری!

مقصــر من نمیگویم تـو هستی

ولی از بمب دستی

چه چشمانی که شد محکوم کوری

آهای چارشنبه سوری!

امید است این که با شادی معقول

همه ی خوشحال و شنگول

کنیم از شیوه ی این عده دوری

آهای چارشنبه سوری

رسیدی و پر از شادی و شوری

آهای چارشنبه سوری!

شنیدم با جوانان جفت و جوری

آهای چارشنبه سوری!

بساط «سرخی تــو، زردی من»

سر هر کوی وبرزن

تو همچون مردمــان غرق سروری

آهای چارشنبه سوری!!!

 

 

 

دفع چشم زخم و بخت گشایی:
برای بخت گشایی در شب چهارشنبه سوری تدابیری معمول است و از همه ی شگفت انگیزتر آن است که به دبّاغ خانه میروند و از آب دباغ خانه اندکی برمی دارند و با خود به خانه می آورند و برای گشوده شدن بخت بر سر می ریزند.

 

کندر و معطر:
یکی از آداب چهارشنبه سوری آن است که زنان بر در دکان عطاری میروند و از او «کندر وشا برای کارگشا» میخواهند و تا عطار برود بیاورد فرار می کنند این دکان باید رو به قبله باشد سپس بدکان دیگری که رو بقبله باشد می روند و «معطر» می خواهند که مراد اسفند است و چون عطار پی آن برود باز میگریزند و سپس بدکان سومی که رو به قبله باشد میروند و مقداری کندر و اسپند میخرند ودر خانه برای دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود می کنند.

 

قلیا سودن:
یکی از وسایل دفع جادو در شب چهارشنبه سوری قلیا سودن است اندکی قلیای خشک در هاون برنجین کوچکی می ریزند و هفت دختر نابالغ دسته می زنند و با آب می سایند و بر آن بول میکنند و آن آب را در چهارگوشه صحن خانه ای که آنرا جادو کرده اند می ریزند و یقین دارند که بهمین تدبیر جادو باطل میشود.

 

آش بیمار:
در خانه ای که بیماری باشد شب چهارشنبه سوری باید در شفای او کوشید که بیماری او به سال دیگر نرسد برای اینکار آشی می پزند که در بین زنان به اسم «آش بیمار» یا «آش امام زین العابدین بیمار» مشهور است باید بادیه مسین بدست گرفت و با قاشق به در خانه ای یا به در اطاق همسایه رفت و چنانکه او نداند که این خواهش از جانب کیست با آن قاشق بر آن ظرف مسین کوبید و صاحب خانه یا اطاق وجداناً مکلف است که چیزی که بتوان در آش ریخت

 

مانند آرد یا برنج یا غلات و بنشن و پیاز و هر چه از این قبیل در خانه موجود باشد و اگر نیست چند شاهی پول در آن ظرف بریزد. هر چه در ظرف ریخته میشود باید در ترکیب آش داخل شود و اگر پول در آن ظرف دریوزه گری ریختند با آن پول باید لوازم آش را تدارک دیده و ازآن آش بیمار را داد و بازمانده آن رابه تهی دستان رهگذر داد و همین آش هر دردی را شفا می بخشد.

 

 

فال گرفتن با بولونی:

یکی از شیرین ترین آداب چهارشنبه سوری که بیشتر جنبه بازی و تفریح دارد فال گرفتن با بولونی است. بولونی کوزه دهان گشاد کوچکی است که در خانه های ما فراوان است ودر آن ادویه خشک یا ترشی و مربا و غیره می ریزند.

 

زنان و دختران جوان گرد یکدیگرجمع می شوند و کوزه ای را می آورند؛ هر کس هر چه همراه خود دارد و نشانه ای از او به شمار میرود در آن بولونی می اندازد و اشعار مختلف در وصف الحال که بتوان بدان تفال کرد بر قطعه های کاغذ می نویسند و تا کرده در بولونی می اندازند سپس دختر نابالغی را میخوانند و او دست در بولونی میکند و پاره ای کاغذ را بیرون می آورد و یکی از حاضران شعری راکه بر آن نوشته است می خواند

 

سپس همان دختر یکی ازآن اشیاء را بیرون می آورد و ارائه می دهد و آن شعر که خوانده شده است فالی است که در حق صاحب آن نشانی زده اند در اصفهان یک سرمه دان و یک آئینه کوچک نیز علاوه بر آن اشیاء در بولونی می اندازند و با دیوان حافظ تفأل می کنند. یعنی هر چیزی که از بولونی بیرون آمد برای صاحب آن فالی از دیوان حافظ میزنند.

 

آداب و رسوم چارشنبه سوری در شهرهای مختلف ایران در قرون گذشته:

 

 

تهران: کامل ترین مجموع آداب چهارشنبه سوری متعلق به تهران بوده است و مردم تهران تمام رسوم متداول را حفظ کرده اند.

 

شیراز: آتش افروختن در معابر و خانه ها، فالگوش، اسپند سوختن، نمک گرد سر گرداندن! در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانیدن اوراد «ورد ها» مخصوصی است که زنان می خوانند، قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ است ودر آنجا نیز توپ کهنه ای است که مانند توپ مروارید تهران زنان ازآن حاجت میخواهند.

 

کرمانشاه: مراسم چهارشنبه سوری در کرمانشاه چندان مورد توجه نیست و تنها چیزی که مرسوم است همان پریدن از روی آتش است.

 

اصفهان: آتش افروختن در معابر، کوزه شکستن، فالگوش، گره گشایی و … کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در طهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد و شکوه شب چهارشنبه سوری در اصفهان از تمام شهر های ایران بیشتر است.

 

مشهد: گره گشایی، آتش افروختن، کوزه شکستن و آتش بازی متداول است و علاوه بر آن تفنگ خالی کردن نیز معمول است ودر هر خانه ای یکی دو تیر تفنگ می اندازند. در سایر شهر های خراسان نیز چنین است.

 

زنجان: آتش افروختن، فالگوش و کوزه شکستن معمول است و کوزه شکستن اختصاصی که مردم زنجان دارند به این صورت است که پولی با آب در کوزه میاندازند و از بام به زمین می افکنند. از دیگر خصوصیات مردم زنجان این است که دخترانی راکه میخواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار می برند و هفت گره بر جامه ایشان میزنند و پسران نابالغ باید آن هفت گره را بگشایند.

 

یکی از آداب دیگر مردم زنجان این است که از روزنه بخاری ها یا اجاق های خانه طنابی داخل اطاق می کنند و بوسیله آن طناب چیزی طلب می کنند؛ صاحب اطاق مکلف است اولین چیزی که در معرض او بود بر طناب ببندد و چون طناب را بالا کشیدند بوسیله آن چیزی که بر طناب بسته اند فال می گیرند.

 

مثلا اگر جاروبی بر طناب بسته باشند ازآن فال بد میگیرند که خانه خراب خواهد شد و خانه ایشان را جاروب خواهند کرد و اگر پاره نانی ببندند فالی نیک می گیرند که وفور نعمت خواهد بودو اگر شیرینی به طناب ببندند نشانه شیرین کامی است.

 

تبریز: آتش بازی و گره گشایی از قدیم معمول بوده است آتش افروختن دراین اواخر متداول شده است. آجیل و میوه ی خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمی شود.

 

اگر دوست یا مهمان و تازه واردی داشته باشند باید حتما شب چهارشنبه سوری خوانچه ای از آجیل و میوه خشک برای او بفرستند. از دیگر خصوصیات مردم تبریز آن است که از بام خانه ها بر سر عابرین آب می پاشند؛ این عادت از آداب بسیار قدیم نژاد ایرانی است ودر زمان ساسانیان معمول بوده است که در جشن نوروز مردم بر یک دیگر آب میپاشیده اند و هنوز در بین ارمنیان و زردشتیان ایران هم معمول است که در یکی از جشن های خود بر یک دیگر آب می ریزند.

 

در تبریز هم در میدان ارک توپی است مانند توپ مروارید طهران که زنان به آن متوسل میشوند. در آذربایجان مخصوصاً در شهر تبریز تیر انداختن در شب و چهارشنبه سوری بسیار متداول است و حتی بدرجه ای دراین باب مبالغه می کردند که سابقا در هر کجا فوج سربازی بود می بایست در آن شب صف بکشند و دسته جمع تیر بیندازند و صاحب منصبان نمی توانستند افواج خودرا از اینکار مانع گردند.

 

ارومیه: شب چهارشنبه سوری بر بام خانه ها میروند و کجاوه ای راکه زینت کرده و آرایش داده و بر آن طاقه شال کشمیری کشیده و آئینه بسته اند با طنابی از بام بسطح خانه فرود می آورند و می گویند: «بکش که حق مرادت را بدهد» کسیکه در خانه است مکلف است که در آن کجاوه شیرینی و آجیل شور و شیرین و میوه خشک بریزد و پس از آنکه چیزی در آن ریختند با طناب آنرا بالا می کشند و به خانه دیگر میبرند .

 

مخصوصاً دامادی که تازه زن گرفته و هنوز عروسی نکرده است موظف است که چنین کجاوه ای به بام خانه عروس ببرد و اگر نتوانند از بام بالا روند باید به پشت در روند ودر پشت در پنهان شوند که کسی نبیند و آن کجاوه را در اطاق بیندازند و بهمین نحو چیزی طلب کنند.

 

گروه سرگرمی تالاب